گاهی

تماشايی ترين تصوير دنيا می شوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زيبا می شوی گاهی
حضور گاهگاهت بازی خورشيد با ابر است
که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی
به ما تا می رسی کج می کنی يکباره راهت را
ز ناچاريست گر همصحبت ما می شوی گاهی
دلت پاک است اما با تمام سادگيهايت
به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی
تو را از سرخی سيب غزلهايم گريزی نيست
تو هم مانند حوا زود اغوا می شوی گاهی

می ارزد.....

سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد
عشق اینبار به دیوانه شدن می ارزد
گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد
تیشه بر ریشه ی قصری که در آن شیرین نیست
بیستون بی تو به ویرانه شدن می ارزد
یوسفم سینه ی من پیرهن پاره ی من
ننگ این قصه به افسانه شدن می ارزد
خاک خامم عطش آتش و می در دل من
بزن آتش که به پیمانه شدن می ارزد
شانه ام زیر غم عالم و آدم اما
یک نفس زیر سرت شانه شدن می ارزد
سعادت شایسته

کسی می آید...

من خواب ديده ام
كه كسي مي آيد
و پلك چشمم هي مي پرد
و كفش هايم هي جفت مي شوند
كورشوم اگر دروغ بگويم
كسي مي آيد
كسي ديگر
كسي بهتر
كسي كه مثل هيچكس نيست

 

به همين سادگی !!

رسم زندگی اين است ...‌
يک روز کسی را دوست داری
و روز بعد تنهايی
به همين سادگی !!

شب یلدا

دقیقا نمیدونم امروزبرای یازدهمین بار بود یا دوازدهمین بار که شب یلدای کیومرث پوراحمد رو دیدم

یکی از خاطره انگیز ترین فیلمهای عمرمه!!تک تک صحنه های فیلم رو چندین بار دیدم .از سینما چیز زیادی نمیدونم ولی بعضی صحنه هاش به نظرم خیلی خوش ساخت هستند.مثلا صحنه ابتدای فیلم اونجا که حامد تو ماشین گریه میکنه و آهنگ ویگن روی صحنه پخش میشه یا beate * گفتن حامد موقع صحبت کردن با افسر آلمانی حتی رقصیدن حامد تو تولدی که تو تنهایی خودش برای دخترش گرفتهو یا دیدار حامد و پریا آخر فیلم

موزیکال بودن فیلم هم خیلی برام جالب بود. تعداد کمی از فیلمهاسازهای ایرانی ازاین مشخصه تو فیلمهاشون بهره می برند تقصیری هم ندارند.فقط فیلمهای هندی از این ژانرسینمایی تو دنیا استفاده میکنند و اون رو  تقریبا به ابتذال و نابودی کشوندند.ولی در شب یلدا پوراحمد به خوبی از اون استفاده کرده وریتمهای غمگین به یاد موندنی اکثرا قدیمی رو در بهترین جای ممکنه از فیلم قرار داده و به همین خاطر بار عاطفی فیلم خیلی بالا رفته.

این وسط نبایدبازی فوقالعاده محمد رضا فروتن رو از یاد برد که به تنهایی بار کل فیلم رو به دوش کشیده وبه نظر من یکی از بهترین بازیهای عمرش رو انجام داده

 یکی از بهترین دیالوگهای فیلم که همش تو ذهن منه حرفیه که پریا به حامد میزنه:

مواطب باش تو گذشته زندگیت غرق نشی.زخمای آدم سرمایست.سرمایتو الکی با این و اون تقسیم نکن.داد نزن هوار نکش آرومو بی سرو صداهمه چیزو تحمل کن.

اگر فیلمو ندیدین بهتون توصیه میکنم از دستش ندین.

 

*به زبان آلمانی یعنی لطفا خواهش میکنم بیچاره ام!

 

رخ دوست

از هجر رخ دوست که انجام ندارد

دل در بر من یک نفس آرام ندارد

دل بستگیم راه به جایی نبرد;هیچ

ای وای از این عشق که فرجام ندارد

خون میخورم از جام دل خویش و به عالم

کس همچو من این باده گلفام ندارد

دل بر گل و گلزار نبندم که گلستان

زیبایی و شادابی مادام ندارد

من در پی آن تازه بهارم که گر آید

سر سبزی او آخر و انجام ندارد.

 

حسن جلایر

 

 

نمیدونین سر نوشتن این شعر چقدر گریه کردم!!

دعام کنین

 

امشب دلم آرزوی تو دارد ..

امشب دلم آرزوی تو دارد .
نجواکنان و بی آرام ، خوش ، با خدایش ،
می نالد و گفت و گوی دارد .
تو راز آنی ، تو جان ِ جمالی
تو ژرفی و صفوت برکه های زلالی
یک لحظه ساده بی ملالی
ای آبی ِ روشن ، ای آب .
تو نوش ِ آسایشی ، ناز ِ لذت ،
ای خوب ، ای خوبی ، ای خواب !

مهدی اخوان ثالث

ای دوست

گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد
همه لطف و زیبایی اش را
که حسرت به روی تو می خورد و
هوش از سر ما به تاراج می برد
گرمای شب برد
صفای تو اما گلی پایدار است
بهشتی همیشه بهار است
گل مهر تو در دل و جان
گل بی خزان
گلی تا که من زنده ام ماندگار است

دوستی

دل من دير زمانی است كه می پندارد :
« دوستی » نيز گلی است ؛
مثل نيلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظريفی دارد .
بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد
جان اين ساقه نازك را
- دانسته-
بيازارد !

دريغ مي كني از من نگاه را حتي

و نيز زمزمه ي گاه گاه را حتي

من و تو ره به ثوابي نمي بريم از هم

چرا مضايقه داري گناه را حتي؟

تو اشتباه بزرگ مني،- ببخشايم

بديده مي كشم اين اشتباه را حتي

بمن كه سبزپرستم چه گفت چشمانت؟

كه دوست دارم- بخت سياه را حتي

بدين تو چنان خيره ام كه نشناسم

تفاوت است اگر راه و چاه را حتي

اگرچه تشنه بوسيدن توام -اي چشم!

نخواه، مي كشم اين بوسه خواه را حتي

بيا تلالوء شعرم برآب ها- امشب

تراش مي دهد الماس ماه را حتي 

محمد علي بهمني

برگرفته از كتاب شاعر شنيدني است

مرد بی خواب

وخيال و خيال و خيال

و مردي بي نقاب

و عبور و عبور و عبور

و چشماني بي تاب

به دنبال آرامشي براي خواب



و بهار و غبار و سراب

و مردي بي خواب

و نامه بي جواب...

چه بی تابانه....

چه بی تابانه می خواهمت

 ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری!

کسی می آيد...

به مادرم گفته ام که کسی روزی می آيد...

 کسی خوب

کسی که مثل هیچکس نیست

کسی که لبخند هایش بوی طراوت باران و بهار دارد

چقدر زود ؟؟


حرف هاي ما هنوز نا تمام
تا نگاه مي كني وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي
پيش از آنكه با خبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود
آه...
اي دريغ و حسرت هميشگي
ناگهان چقدر زود دير مي شود ...

نمی آیی؟؟

هنوزم تا سحر چشم انتظارم.....

هنوزم همچو طوفان بهاري

دلم با آن تلاطم چشم به راه است

بهار آمد...ولي...اما...هنوزم تو...نمي آيي!!!

به ناگهان

به ناگهان می آید
عشق را می گویم
بسان بهمنی
غلتان
و صاعقه ای
رخشان
می اید
با هزاران لهجه
تا هم آواز قناری شود
و در اینه ای به وسعت ملکوت
سیمای ازلی خود را بنگرد

ناهید عباسی

نقش تو

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟؟

یک فریب ساده و کوچک

هی فلانی

زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی که

تو دنیا را برای او می خواهی

من گمانم زندگی باید همین باشد

چقدر سخت است دوست بداری

اما یقین نداشته باشی که دوستت دارد

چه قدر سخت است پذیرفتن اینکه

کسانی را که دوست می داری از تو دور شوند

انا لله و انا الیه راجعون

شربتی از لب لعلش سیر نچشیدیم و برفت

مه روی پیکر او را سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود

زود بار بست و به گردش نرسیدیم و برفت

 

جدا تا حالا به این فکر کردین ما ایرانی ها چرا اینقدر مرده پرستیم چرا تا زمانی که یکی باهامونه قدرشو نمیدونیم وقتی از پیشمون میره تازه یادمون میفته که چه خبره ؟کیو از دست دادیم خبرش خیلی کوتاه بود یکی از بهترین دوستان از میان ما رفت به همین راحتی. حالا ماییم و حسرتی تلخ .

گريه به تو مي آيد

 

آسمان ! اشك بريز ,گريه به تو مي آيد

چشمه ي آب روان سخت به تو مي بالد

آسمان ! اشك بريز ,اشك نواي دل ماست

قطره ي اشك تمناي دل عاشق ماست!

آسمان ! صبح شده !!!پس تو چرا تنهايي؟

پس چرا مي باري؟

پس چرا بيداري؟

عشق من!!!! صبح شده

رنگ بهار آمده باز!

قطره ي اشك!!! بهار آمده باز!

آسمان ....گرچه بهار ديدني است...

ولي از آن چه صفايي ديديم؟

چه اميدي.....چه صفايي ديديم؟

آسمان ! گريه نكن.....گرچه به تو مي آيد......