چرﺍ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﻫﺴﺘﻢ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻮﻡ
ﭼﺮﺍ ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎ ﮔﻢ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ
ﮐﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﻧﮑﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ،
ﺭﻭﺯ ﺁﻣﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺟﻠﻮ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﺩ.....
ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ



دیوانه است او
که گفته بود می­‌رود
امّا رفت
و گفته بود می­‌مانَد
امّا ماند
و گفته بود می­‌خندد
امّا خندید
دیوانه است او ...
 
گروس عبدالملکیان

 مذاکره با خاطرات، کارِ آسانی نیست.

چطور می شود بین آنهاکه  نفس نفس می زنند تا بازگو شوند و آنهایی که تازه دارند پا می گیرند و آنهایی که هنوز هیچی نشده، چروک خورده اند و آنهایی که کلام، آسیابشان می کند و تنها گَردی ازشان باقی می ماند، انتخاب کرد؟.....


مهم نیست تا کجا فرار کنی. فاصله هیچ چیز را حل نمی‌کند. وقتی توفان تمام شد، یادت نمی‌آید چگونه از آن گذشتی٬ چطور جان به در بردی. حتّی در حقیقت مطمئن نیستی توفان واقعاً تمام شده باشد.
امّا یک چیز مسلّم است. وقتی از توفان بیرون آمدی دیگر همان آدمی نیستی که قدم به درون توفان گذاشت...!

 هاروکی موراکامی