عشق، سرطان دوست داشتن است.
عشق، عقد دائمي ما با غربت است
.
عشق، شماره تلفني است كه سالها بدنبال آن مي گرديم
.
عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است
.
عشق، اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود
.
عشق، آسانسور حيات بشر است
. واي بحال كسي كه توي اين آسانسور گير كند.
عشق، قند متافيزيكي است كه در دل آدم آب مي شود
.
عشق، شب نامزدي ما با جدايي است
.
عشق، نردباني است كه ما را از خود بالا مي كشد
.
عشق، همان فعل انفعالي است كه در برابر گل سرخ به ما دست مي دهد
.
عشق، عزرائيل زيبايي است كه رسيد، جسم ما رامي گيرد و قبض روح راامضا مي كند
عشق، اولين آهي است كه در آيينه كشيده ايم
.
عشق، اولين حقوق ما از باجه معرفت است
.
عشق،خريد وفروش پاياپاي عاشق و معشوق است
.
عشق، لك لكي است كه روي درخت خاطرات ما لانه كرده دارد
.
عشق، مقصد نيست، بلكه مركبي است براي رسيدن به مقصد
.
عشق، تنها مهماني است كه بدون دعوت وارد ميشود،كافيست درخانه قلب را بازبگذاريد
.
عشق، يك لحظه آرامش است و هزار لحظه گرفتاري
.
عشق، بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد
.
عشق، صداي فاصله ها، فاصله هايي كه غرق ابهامند
.
عشق، تنها دردي است كه بيماربدنبال علاج نيست، زيرا درد عشق برايش مطلوبتراز سلامتي است
. ( بر گرفته ازكتاب عاشقانه با قلم، نوشته اصغر جدايي )
عشق،
. . .
يعني واقعاً عشق اين همه معنا دارد
! پس خوش به حال آنهايي كه عاشقند و اين همه معني دارند...