بهار رفت بهار آمد و بهار گذشت
نیامدی تو و یک سال آزگار گذشت
نیامدی تو و ابر از غم نیامدنت
چنین گریست که آب از سر بهار گذشت
بهار آمد و پاییز رفت اما حیف
تمام عمر کلاغان به قارقار گذشت
بهار از پس سرمای تیره سر بر کرد
بهار از سر تقصیر روزگار گذشـت
مهدی جهاندار
نیامدی تو و یک سال آزگار گذشت
نیامدی تو و ابر از غم نیامدنت
چنین گریست که آب از سر بهار گذشت
بهار آمد و پاییز رفت اما حیف
تمام عمر کلاغان به قارقار گذشت
بهار از پس سرمای تیره سر بر کرد
بهار از سر تقصیر روزگار گذشـت
مهدی جهاندار
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1:7 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد