کمی صبر کن...
عید که آمد
فکری برای آسمان تو خواهم کرد
یادم باشد
روزهای آخر اسفند
دستمال خیسی روی ستارههای خیست بکشم
و گلدانی
کنار ماهت بگذارم
زندگی
همیشه که اینجور پیچ و تاب نخواهد داشت
بد نیست گاهی هم دستی به موهایت بکشی
بایستی
کنار پنجره
و با درخت و باغچه
صحبت کنی
پنهان نمیکنم
که پیش از این سطرها
دوستت دارم را می خواستهام بنویسم
حالا کمی صبر کن
بهار که آمد
فکری برای تو
و سطرهای پنهان خودم خواهم کرد ! ...
حافظ موسوی
+ نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 9:24 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد