دل تنگي ...
دل تنگ شدم باز برایت
جان می دهم آخر به هوایت
دوری ز تو دیری است که با ماست
چون یاد خم زلف رهایت
عمری است غریبانه نگاهم
تر می شود از خاطره هایت
خون ریخت ز دل بازی تقدیر
غم نیست اگر ریخت به پایت
تنها شده ام... حال غریبی است...
تنگ است دلم باز برایت
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ ساعت 0:39 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد