کاش من هم عبور تو را دیده بودم...

چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را میشناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را میشناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را میشناسند
اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را میشناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچههای خراسان تو را میشناسند
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 11:46 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد