اشک چو باران ...
اگر آن طائر قدسی ز درم بازآید
عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
دارم امید برین اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم بازآید
آن که تاج یر من خاک کف پایش بود
از خدا میطلبم تا به سرم بازآید
+ نوشته شده در جمعه ششم دی ۱۳۸۷ ساعت 23:48 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد