چقدر طولانـــــــــــي...
نمي دانم تو در چه حالي ؟
اما اينجا من؛ روزهـــــا؛ ساعتهــا؛ دقيقــه ها؛ ثانيـــــــه ها؛
و حتـــي لحظه ها را ميشمارم!
اعداد ديگر كفافشان را نمي دهـــد .
زمان به كندي ميگــــذرد.
نمي دانم چرا عقــــربه ها با من سر لج دارند و
براي يكدور چرخيدن از زمين تا آسمان كشور دل ناز مي كنند.
چقدر طولانـــــــــــي!
كي شب مي شود؟دوبــاره كي شب مي شود؟پسين فـــردا؟
فردا كي مي آيــد؟ پس فردا كي مي آيد؟
اين هفته كي تمام مي شود؟ اين ماه؟ اين فصل؟
اما اينجا من؛ روزهـــــا؛ ساعتهــا؛ دقيقــه ها؛ ثانيـــــــه ها؛
و حتـــي لحظه ها را ميشمارم!
اعداد ديگر كفافشان را نمي دهـــد .
زمان به كندي ميگــــذرد.
نمي دانم چرا عقــــربه ها با من سر لج دارند و
براي يكدور چرخيدن از زمين تا آسمان كشور دل ناز مي كنند.
چقدر طولانـــــــــــي!
كي شب مي شود؟دوبــاره كي شب مي شود؟پسين فـــردا؟
فردا كي مي آيــد؟ پس فردا كي مي آيد؟
اين هفته كي تمام مي شود؟ اين ماه؟ اين فصل؟
حیف
تنهایم
تنهایی میدانی یعنی چه؟؟...
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۸۷ ساعت 18:10 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد