طوفان بلا
داد و بی داد که از جور فلک نا شادم
آه و افسوس که در ورطه غم افتادم
دیدی آن یار ستمگر چه ستم کرد به من
که دل و دیده و دین هر سه به راهش دادم
چون که ناکامی من باعث کام یار است
دل به ناکامی خود از سر حسرت دادم
دیدی ای دل که ز بی داد تو افسر چه کشید
دیدی ای دیده به طوفان بلا افتادم؟......
افسر بختیاری
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 12:45 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد