شب
چه زیباست
شب من با تو
و چه بویی دهد
تن پوش تو ای
نرگس مست
شب و من
مست و غزل گویانیم
رقص
در پوسته نرم تنم
می شکند
و بلندای بلند تو سحر
پیشوازی کندم
رقص کنان از سر ناز
من گدای لب و
جام می می خوارانم
بدهیدم
بدهیدم
هم جام
شب چه زیباست
و من
مخمل شب را مانم
و تو را
خنجر و دشنه
فراموش مباد
گر تو
پشتم بنوازی
نه عجب
خنجر از دوست خوش است
می از دست نگار
مخمل شب
چو به رقص اید و کاری بکند
بنوازم
بنواز
خنجرت خون مرا می خواهد
شب من با تو
و چه بویی دهد
تن پوش تو ای
نرگس مست
شب و من
مست و غزل گویانیم
رقص
در پوسته نرم تنم
می شکند
و بلندای بلند تو سحر
پیشوازی کندم
رقص کنان از سر ناز
من گدای لب و
جام می می خوارانم
بدهیدم
بدهیدم
هم جام
شب چه زیباست
و من
مخمل شب را مانم
و تو را
خنجر و دشنه
فراموش مباد
گر تو
پشتم بنوازی
نه عجب
خنجر از دوست خوش است
می از دست نگار
مخمل شب
چو به رقص اید و کاری بکند
بنوازم
بنواز
خنجرت خون مرا می خواهد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 19:35 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد