هفته انتظار
تو را شنبه دیدم دلم بی قرار تو شد
و هر کوچه دل پر از انتظار تو شد
و یکشنبه آمد خیالت ، نمی رفت، نه
تو رفتی و این کوچه محو غبار تو شد
دوشنبه دوباره براین کوچه منت نهادی
و یکبار دیگر دل من شکار تو شد
سه شنبه که مردی به دام تو افتاده بود
به خود ناز کردی و این افتخار تو شد
و چهار شنبه قتل دلم بود ، تعطیل شد
زمستان ما آمد و نو بهار تو شد
چو پنجشنبه آمد دگرکوچه مردی نداشت
و مرگ آمد و مرده ای یادگار تو شد
خجالت نکش جمعه در انتظارم بیا
به گوری که سهم من از انتظار تو شد
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۸۵ ساعت 23:56 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد