تو مهربان بودی
آغاز ماجرا اینجاست
چه سخت تشنه جام محبتت بودم
سخن تمام نشد
ختم ماجرا پیداست
همیشه با تو نشستن
تلاش بی ثمری بود
چه
کوشش شب و روزم
به سان شخم زدن روی سینه دریا
و استغاثه به درگاهت
گره به باد زدن
و همچو کوفتن آب بود در هاون
مرا رها کردی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۵ ساعت 11:56 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد