تو مهربان بودی

آغاز ماجرا اینجاست

چه سخت تشنه جام محبتت بودم

سخن تمام نشد

ختم ماجرا پیداست

همیشه با تو نشستن

تلاش بی ثمری بود

چه

کوشش شب و روزم

به سان شخم زدن روی سینه دریا

و استغاثه به درگاهت

گره به باد زدن

و همچو کوفتن آب بود در هاون

مرا رها کردی