نمی دانم تو در چه حالی ؟
اما اينجا من؛ روزهـــــا؛ ساعتهــا؛ دقيقــه ها؛ ثانيـــــــه ها؛
و حتـــی لحظه ها را ميشمارم!
اعداد ديگر كفافشان را نمی دهـــد .
زمان به كندی ميگــــذرد.
نمی دانم چرا عقــــربه ها با من سر لج دارند و
برای يكدور چرخيدن از زمين تا آسمان كشور دل ناز می كنند.
چقدر طولانـــــــــــی!
كی شب می شود؟ دوبــاره كی شب می شود؟ پسين فـــردا؟
فردا كی می آيــد؟ پس فردا كی می آيد؟
اين هفته كی تمام می شود؟ اين ماه؟ اين فصل؟
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۵ ساعت 0:57 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد