جيرجيركه به آقا خرسه گفت : من عاشقت شدم. خرسه گفت الان وقت خواب زمستونيمه وقتي بيدار شدم در موردش حرف مي زنيم. خرس وقتي از خواب بيدار شد دنبال جيرجيرك خانوم گشت اما پيداش نكرد... ! آخه اون نمي دونست جيرجيركا فقط سه روز عمر مي كنن. ...!!!
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 23:40 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد