10 تا!!
بچه که بودم فقط بلد بودم تا ۱۰ بشمارم.
نهايت هر چيزي همين ۱۰ تا بود.
از بابا بستني که مي خواستم ۱۰ تا مي خواستم. مامانمو ۱۰ تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين ۱۰ تا بود و اين ۱۰ تا خيلي قشنگ بود.
ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟ نهايت دوست داشتن چندتاست؟
انگار خيلي هم حريصتر شدم ۱۰ تا بستني هم کفافمو نمي ده !!!
اما مي خوام بگم دوست دارم .... مي دوني چقدر؟
به اندازه ي همون ۱۰ تاي بچگي.
نهايت هر چيزي همين ۱۰ تا بود.
از بابا بستني که مي خواستم ۱۰ تا مي خواستم. مامانمو ۱۰ تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين ۱۰ تا بود و اين ۱۰ تا خيلي قشنگ بود.
ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟ نهايت دوست داشتن چندتاست؟
انگار خيلي هم حريصتر شدم ۱۰ تا بستني هم کفافمو نمي ده !!!
اما مي خوام بگم دوست دارم .... مي دوني چقدر؟
به اندازه ي همون ۱۰ تاي بچگي.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 11:47 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد