وقتی‌ که خانه نیستم
کلید را دم پله اول
زیر همان گلدان سفال همیشگی‌ گذاشته ام
رویایت اگر آمد پشت در نمی ماند

سیروس جمالی

 ....چه درونم تنهاســـــت

  پستچیْ امروز
جای نامه، تنهایی آورد.
به گمانم غرق شده باشی
در خیال‌هام!

( رضا کاظمی )

كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد
چشمهايي كه مرا وعده باران دادند


و من خوب می‌دانم،
این دل گرفته هر چقدر هم ببارد.....
نه خزان تنهایی ام می شود... بهار
نه کویر سینه‌ام.......لاله زار
... ...و نه یأس واژه های ذهنم.......یاس سپید!

اما
بغض می شوم
تا ببارم

شاید به کنج آسمان دلم
پیدا شوی
رنگین کمانم!