از او....
ادامه نوشته

ناله‌ها کرد دراین کوه که فرهاد نکرد...

http://myspring.persiangig.com/image/weblog/90/tir/yadbad.myspring.blogfa.jpg

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده‌ی ما شاد نکرد

آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول
بنده‌ی پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
ره نمونیم به پای علم دار نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد دراین کوه که فرهاد نکرد

سایه تا باز گرفتی ز سحر مرغ سحر
آشیان در شکن طره‌ی شمشاد نکرد

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار
زانکه چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه‌ی صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار به این حسن خداداد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و زما یاد نکرد

غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

حافظ



بر شانه‌های تو

می‌شد اگر سری بگذارم
وین بغض درد را
از تنگنای سینه برآرم
به های های
آن جان پناه مهر
شاید که می‌توانست
از بار این مصیبت سنگین
آسوده‌ام کند …

فریدون مشیری

ای دیده تو را به روی او خواهم داد
از گریه‌ی شوقت آبرو خواهم داد
می‌خند چو آیینه که در حجله‌ی بخت
دست تو به دست آرزو خواهم داد …

هوشنگ ابتهاج

بارون مياد تو كوچه

پنجرمون بسته ميشه هميشه

زمستون هم تموم شد

اشك هاي من ديگه تموم نمي شه


دانلود کنید




.

غباری که از تو نشسته روی قلبم
بارون چیه سیل نمیتونه بشوره....