فکرشو بکنین از نزدیکترین کستون دور بشین اونم به زور!!!
خیلی سخته![]()
![]()
آن نظر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
![]()
![]()
نه انتظار بهار و نه زمستون
بزن
سریعتر
فقط تو نیاز منی
دل نه با گل و نه شکوفه ای نمی لرزه
بزن
سریعتر
فقط تو نیاز منی
تسلی دادن برای دلی که تیکه پاره شده
صدای سازی نا کوکه
وقتی دونه دونه می افته روی خاک
هر قطره اشک
باید رها کرد
رها کرد
هر چیزی که زندگی رو به من
چسبونده ...
مثل وصله ای نا جور
بزن سریعتر بزن
فقط تو نیاز منی
بزن با چاقویی که برایت ساختم
بزن
بزن
بزن
...
آسمان قد پياله باشد يا دريا
حتي اگر پشت در خانه ات يك جفت كفش زنانه هم ببينم
نمي پرسم دستان چه كسي برايت
ياس و انار و كبوتر آورده بود
مي روم حوالي علاقه ي خلوت آن سال ها
مي روم دنبال كسي كه با من تا نور مي آيد
با من تا ستاره
با من تا دربند ، تا دريا
مي روم و ديگر نمي پرسم
سهم من از اين همه سبز كه سرودم چيست
حالا مي توانم لباس هاي سبزم رابيرون بياورم
و سياه بپوشم
مي توانم تمام ستاره هاي سبز را با تفنگ ساچمه اي هدف بگيرم
ديگر نه رد پاي پروانه را دنبال مي كنم
نه رنگين كمان را
همه چيز مال خودت
سه شنبه و دي و انار و كلمه
براي سه شنبه انار دانه كن
تمام روزهاي باران را از آستين آسمانت خشك كن
نام مرا هم در كوچه اي بن بست تنها بکار و برو
حالا يك فنجان قهوه براي خودت بريز
نه انگار صداي گريه اي غريب
از قصه هاي سفيد دختري
آيينه ات را خاموش مي كند
تو قهوه ات را بنوش ...
مريم اسدی
نمی دانم تو در چه حالی ؟
اما اينجا من؛ روزهـــــا؛ ساعتهــا؛ دقيقــه ها؛ ثانيـــــــه ها؛
و حتـــی لحظه ها را ميشمارم!
اعداد ديگر كفافشان را نمی دهـــد .
زمان به كندی ميگــــذرد.
نمی دانم چرا عقــــربه ها با من سر لج دارند و
برای يكدور چرخيدن از زمين تا آسمان كشور دل ناز می كنند.
چقدر طولانـــــــــــی!
كی شب می شود؟ دوبــاره كی شب می شود؟ پسين فـــردا؟
فردا كی می آيــد؟ پس فردا كی می آيد؟
اين هفته كی تمام می شود؟ اين ماه؟ اين فصل؟
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد