هنوز منتظرم !
وسط یک شب تابستانی ؛
که از شدت تب عرق کرده ام ،
بیایی ...
بیدارم کنی و بگویی :
چیزی نیست !
همه را خواب می دیدی ... !!!
وسط یک شب تابستانی ؛
که از شدت تب عرق کرده ام ،
بیایی ...
بیدارم کنی و بگویی :
چیزی نیست !
همه را خواب می دیدی ... !!!
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 21:33 توسط
|
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد