دیگر چه فرق می کند .....

تو نیستی
اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم
نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند
دوست داری گریه کن
و یا دوست داری
مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم
دیگر چه فرق می کند
باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم

.

نه به خاطر شعر
نه به خاطر جور دیگر زیستن
خانه من برای دو نفر کوچک بود
به همین خاطر تنها ماندم

رسول یونان

همیشه منتظر...



مثل همیشه منتظرم آه می کشم
چون انتظار یوسف در این چاه می کشم
نادیده عاشقت شده ام چو کودکان
عکس تورا شبیه به یک ماه میکشم
جای گلایه نیست که دوری گزیده ای
هرچه کشیده ام از دل گمراه میکشم



.

هنوز باد مي‌آيد،‌ باران مي‌آيد

هنوز هم مي‌دانم هيچ نامه‌اي به مقصد نمي‌رسد...