بیا...

منتظرت هستم

در چنان هوایی بیا

که دست برداشتن از تو غیر ممکن باشد!

...


خدا رو چه دیدی شاید باتو باشم

شاید با نگاهت از این غم رهاشم

خدا رو چه دیدی شاید غصه رد شد

دلم راه و رسم این عشقو بلد شد

گاهی ...

اين روزها...

اين روزها چقدر هواي تو مي كنم
حتي غروب ، گريه براي تو مي كنم
گاهي كنار پنجره ام مي نشينم و
چشمي ميان كوچه هاي تو مي كنم
خيره به كوچه مي شوم اما تو نيستي
ياد تو ، ياد مهر و وفاي تو مي كنم
خود نامه اي براي خودم مي نويسم و
آن را هميشه پست به جاي تو مي كنم
وقتي كه نامه مي رسد از سوي من به من
مي خوانم و دوباره هواي تو مي كنم...