آخر به تو خواهم رسید....
ناشکشیب و بی قرار آخر به تو خواهم رسید
جامه بر تن از سرور وصل تو خواهم درید
از سر شوق وصال تو ز خود بی خود شوم
هر چه ناز و عشوه فرمایی به جان خواهم خرید
چون زنم خیمه کنار روی بی همتای تو
از غم و از دست تنهایی دگر خواهم رهید
نیست مارابه جز شوق وصالت آرزو
مست از دیدار تو,دست از جان خواهم کشید
.پی نوشت:مرخصیم چه زود تموم شد
دوباره فردا باید برم کارگاه.دلم واسه تونل تنگ شده.

كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد