
افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد -
می افتد
افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد -
می افتد
اما
او سبز بود و گرم که
افتاد
....
افسوس..
من خواب ديده ام
كه كسي مي آيد
و پلك چشمم هي مي پرد
و كفش هايم هي جفت مي شوند
كورشوم اگر دروغ بگويم
كسي مي آيد
كسي ديگر
كسي بهتر
كسي كه مثل هيچكس نيست
اگر آن طائر قدسی ز درم بازآید
عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
دارم امید برین اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم بازآید
آن که تاج یر من خاک کف پایش بود
از خدا میطلبم تا به سرم بازآید