
حیف
تنهایم
تنهایی میدانی یعنی چه؟؟...
بي تو ثانيه ها تکراري شده اند
آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد
و جاده در انتظار مسافر است
هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد
...
مردن چقدر حوصله ميخواهد
بي آنکه در سراسر عمرت
يک روز يک نفس بي حس مرگ زيسته باشي
امضاي تازه من ديگر امضاي روزهاي دبستان نيست
اي کاش آن نام را دوباره پيدا کنم
اي کاش آن کوچه را دوباره ببينم
آنجا که ناگهان نام کوچکم از دستم افتاد
و لاي خاطره ها گم شد
آنجا که يک کودک غريبه
با چشم هاي کودکي من نشسته است
از دور لبخند او چقدر شبيه لبخند من است
آه اي شباهت دور!
اي چشمهاي مغرور!
اين روزها که جرات ديوانگي کم است
بگذار باز هم به تو برگردم
بگذار دست کم گاهي خواب تو را ببينم
بگذار در خيال تو باشم
بگذار...
بگذريم ...
اين روزها خيلي دلم براي گريه تنگ است
قیصر امین پور
هرکسی که نگاهت را از من گرفت
به جدایی سپردمش
به تنهایی
به غم
...
هــــوا آفتـابيست
مرا زير چتـر خود ببر
فقط زير چتـر تـو
باران مي بارد !
تاثير چشمهاي تو بيش از حد است, نيست؟؟
اينقدرها زياده روي هم بد است, نيست؟
با پلكهاي زلزله خيزت قبول كن
از بين رفتن همه صد درصد است, نيست؟
هر كس به چشمهاي تو ايمان نياورد
آري به احتمال قوي مرتد است, نيست؟
هر كس كه كوله بار دلش غير ياد توست
در امتحان خانه به دوشي رد است,نيست؟؟
به مادرم گفته ام که کسی روزی می آيد...
کسی خوب
کسی که مثل هیچکس نیست
کسی که لبخند هایش بوی طراوت باران و بهار دارد
فکر کن که چه تنهاست اگر که
ماهی کوچک دچار آبی بی کران دریا باشد !
چه فکر نازک غمناکی!
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته .....