تبليغاتX
بهار من, یک عاشقانه آرام
دوشنبه چهارم آذر 1387
چقدر طولانـــــــــــي...
نمي دانم تو در چه حالي ؟
اما اينجا من؛  روزهـــــا؛  ساعتهــا؛ دقيقــه ها؛ ثانيـــــــه ها؛ 
  و حتـــي لحظه ها را ميشمارم!
 اعداد ديگر كفافشان را نمي دهـــد .
 زمان به كندي ميگــــذرد.
 نمي دانم چرا عقــــربه ها با من سر لج دارند و 
براي يكدور چرخيدن از زمين تا آسمان كشور دل ناز مي كنند.
چقدر طولانـــــــــــي!
كي شب مي شود؟دوبــاره كي شب مي شود؟پسين فـــردا؟ 
فردا كي مي آيــد؟  پس فردا كي مي آيد؟
 اين هفته كي تمام مي شود؟ اين ماه؟ اين فصل؟

 حیف

تنهایم

تنهایی میدانی یعنی چه؟؟...

+ 18:10 , .
یکشنبه سوم آذر 1387
بي تو...

بي تو ثانيه ها تکراري شده اند
آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد
و جاده در انتظار مسافر است
هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد

...

+ 23:2 , .
یکشنبه سوم آذر 1387
اين روزها خيلي دلم براي گريه تنگ است....

مردن چقدر حوصله ميخواهد
بي آنکه در سراسر عمرت
يک روز يک نفس بي حس مرگ زيسته باشي
امضاي تازه من ديگر امضاي روزهاي دبستان نيست
اي کاش آن نام را دوباره پيدا کنم
اي کاش آن کوچه را دوباره ببينم
آنجا که ناگهان نام کوچکم از دستم افتاد
 و لاي خاطره ها گم شد
آنجا که يک کودک غريبه
 با چشم هاي کودکي من نشسته است
از دور لبخند او چقدر شبيه لبخند من است
آه اي شباهت دور!
اي چشمهاي مغرور!
اين روزها که جرات ديوانگي کم است
بگذار باز هم به تو برگردم
بگذار دست کم گاهي خواب تو را ببينم
بگذار در خيال تو باشم
بگذار...

 بگذريم ...
اين روزها خيلي دلم براي گريه تنگ است

قیصر امین پور

+ 18:10 , .
یکشنبه سوم آذر 1387
خوابهای بی حوصله....

تازگی ها
نقش دختری
در خوابهایم تکرار می شود ...
خوابهای بی حوصله
خوابهای دلشوره و اضطراب
خوابهای فرار ...
دختری که عجیب شکل توست
با همان چشمان وسوسه انگیز و صمیمی ...
و باز وسوسه ام می کند
وسوسه غرق شدن ...
دنیا را چه دیدی
شاید اگر این بار در خوابم آید
باز با همین چشمان مغرور
غرق چشمان صمیمیش شدم
شاید در وسوسه هایش غرق شدم ...
شاید ... دیگر بیدار نشدم !
دنیا را چه دیدی !؟
+ 14:35 , .
یکشنبه سوم آذر 1387
به جدایی سپردمش...

هرکسی که نگاهت را از من گرفت
به جدایی سپردمش
به تنهایی
به غم

...

 

+ 13:42 , .
شنبه دوم آذر 1387
فقط زير چتر تـو.....

هــــوا آفتـابيست
مرا زير چتـر خود ببر
فقط زير چتـر تـو
باران مي بارد !

 

+ 15:1 , .
شنبه دوم آذر 1387
تاثير چشمهاي تو ...

تاثير چشمهاي تو بيش از حد است, نيست؟؟
اينقدرها زياده روي هم بد است, نيست؟
با پلكهاي زلزله خيزت قبول كن
از بين رفتن همه صد درصد است, نيست؟
هر كس به چشمهاي تو ايمان نياورد
آري به احتمال قوي مرتد است, نيست؟
هر كس كه كوله بار دلش غير ياد توست
در امتحان خانه به دوشي رد است,نيست؟؟

+ 7:43 , .
جمعه یکم آذر 1387
کسی روزی می آيد...

به مادرم گفته ام که کسی روزی می آيد...
 کسی خوب
کسی که مثل هیچکس نیست
کسی که لبخند هایش بوی طراوت باران و بهار دارد

+ 23:46 , .
جمعه یکم آذر 1387
ماهی کوچک....

فکر کن که چه تنهاست اگر که
ماهی کوچک دچار آبی بی کران دریا باشد !
چه فکر نازک غمناکی!
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته .....

+ 23:30 , .
جمعه یکم آذر 1387
جدایی...
من ، تو
مقصر ويرگول است!

+ 23:29 , .
جمعه یکم آذر 1387
هنوز هم...

پاییز گذشت
برایش بنویس
هنوز هم خانه ام ابریست....

+ 23:21 , .