تبليغاتX
بهار من, یک عاشقانه آرام
پنجشنبه سی ام آبان 1387
چیزی....
جا مانده است
چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه و
نه دندانهای سفید


حسین پناهی

+ 11:17 , .
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
قاصدک ...


قاصدک هان چه خبر آوردی ؟
از کجا و از که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نيست مرا
نه زياری ، نه ز ديار و دياری ، باری
برو آنجا که ترا منتظرند
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
قاصدک در دل من ، همه کورند و کرند
دست بردار از اين در وطن خويش غريب
قاصدک تجربه های همه تلخ ،
با دلم می گويند ،
که دروغی تو دروغ
که فريبی تو فريب
قاصدک هان ، ولی آخر ايوای
راستی آيا رفتی با باد ؟
با توام ، آيا کجا رفتی آی ،
راستی آيا جايی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی جايی ، در اجاقی ؟
طمع شعله نمی بندم
خردک شوری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گريند .

 مهدی اخوان ثالث


شعرقاصدک را با صدای خود شاعر از اینجا دانلود کنید

 

+ 20:33 , .
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
شب بارانی...

لحظه هایم همه خیس از اندوه
در شب بارانی تنهایی من
چتر عشق تو
کجاست؟

...

 

+ 16:37 , .
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
کی می آیی؟؟

 از اسب حوصله
کی فرود می آیی
ای تک سوار جاده عشق
اینجا
غصه بیداد می کند...


 

+ 13:46 , .
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
وقتی که تو نیستی...
وقتی که تو نیستی
با سبد سبد دلتنگی چه کنم؟
انگار با نبودنت
نام رنگ می بازد
دیگر نمی خواهم کسی را صدا بزنم
...
+ 22:57 , .
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
تنهایی من...

بیا بامن
تا برایت بگویم
چقدر تنهایی من بزرگ است

 

+ 22:35 , .
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
شباهنگام....
+ 22:33 , .
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
یه روزی...
 

+ 22:28 , .
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
پادشاه فصلها پاييز!!!

شاعر باش و ببین!

پاییز،بهاري ست كه عاشق شده!!

+ 10:44 , .
جمعه بیست و چهارم آبان 1387
آنکه یار از ما گرفت...
یک نگه بر یار کردم یار نالیدن گرفت
یک نگه بر ابر کردم ابر باریدن گرفت
تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست
خاک بر فرقش نشیند آنکه یار از ما گرفت

 

+ 16:57 , .
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
هیچ کس نیست ..

دست هایت باز می شود که چه بخواهی ؟
که را می خواهی ؟
هیچ کس نیست

...

+ 12:20 , .
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
راست ميگفتي تو...
راست ميگفتي تو
راست ميگفتي تو،
دستمان فاصله داشت
من نمي فهميدم.
راست ميگفتي تو،
شب ما خسته و بيحوصله بود،
خانه مان،
کوچه مان،
من نمي فهميدم.
من نديدم،
لب تو خنده نداشت
و فقط،
طرح لبخند بر آن پيدا بود.
دل من نخواست باور بکند،
که سفر رفتن تو،
آخر قصه عشق ما بود.
راست ميگفتي تو،
من نديدم،
من نمي فهميدم.
 
+ 9:34 , .
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
بوي رفتن ...
اين بوي غربت است
که مي آيد
بوي برادران غريبم
شايد
بوي غريب پيرهني پاره
در باد
نه !
اين بوي زخم گرگ نبايد باشد
من بوي بي پناهي را
از دور مي شناسم

انگار
بوي رفتن
مي آيد ...

 

+ 9:32 , .
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
بزنم یا نزنم؟
حرف ها دارم اما...بزنم یا نزنم؟
با توام!با تو!خدارا! بزنم یا نزنم؟
همه حرف دلم با تو همین است که:  (دوست...)
چه کنم حرف دلم را بزنم یا نزنم؟

 قیصر امین پور

+ 14:11 , .
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
حیف....
حیف
در دلم بغضی هست که نمی ترکد ...

+ 13:57 , .
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
و سکوت مي کنيم ...
و سکوت مي کنيم
هم من ، هم تو !

اصلا بيا
يک خط زير قانون خط هاي موازي بنويسيم

دو خط موازي هيچوقت به هم نمي رسند
اما اين دليل نمي شود همديگر را دوست نداشته باشند ...

+ 13:55 , .
دوشنبه بیستم آبان 1387
پاييز جان....

پاييز جان ! چه سرد ،‌ چه درد آلود
چون من تو نيز تنها ماندستي
اي فصل فصلهاي نگارينم
سرد سكوت خود را بسراييم
پاييزم ! اي قناري غمگينم ...

مهدي اخوان ثالث

+ 10:45 , .
یکشنبه نوزدهم آبان 1387
روزگار ...
و خلاصه بهاری دیگر بی حضور تو از راه میرسد
و آنچه زیبا نیست زندگی نیست
روزگار است...
+ 22:27 , .