تبليغاتX
بهار من, یک عاشقانه آرام
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
نگاه ناتمام
سر كه بلند كردم
تو رفته بودي‎
من ماندم و‎ يك نگاه ناتمام

 

+ 17:15 , .
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
ز باغ می برند تا چراغانی ات کنند

تا کاخ جشن های زمستانی ات کنند

پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

ای گل گمان نکن به شب جشن می روی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مُراد نیست

گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند

»فاضل نظری«

+ 12:33 , .