تبليغاتX
بهار من, یک عاشقانه آرام
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
بر باد رفت...

 تمام زندگی من
ستاره ای است خاک گرفته
پنجره ای است به دیوار
شبی است بی سحر...

+ 0:22 , .
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
بی تو ‚ زمستان

بی تو ‚ زمستان
 شیشه ها چه سردشان بود
 پشت قاب پنجره های برف
و دلتنگ برای تو
برای ‌آه گرم تو
 و آن سرپنجه
 تا بر تن غبار گرفته شان
یادگار بنویسی
و زود پک کنی
افسوس
 پشت پنجره ها
جای چشمانت
چه خالی است

 رسول نجفیان

+ 14:55 , .
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387
چقدر زود

حرفهاي ما هنوز ناتمام
تا نگاه مي کني :
وقت رفتن است
باز هم همان حکايت هميشگي !
پيش از آن که با خبر شوي
لحظه ي عزيمت تو ناگزير مي شود
آي ...
اي دريغ و حسرت هميشگي!
ناگهان
چقدر زود
دير مي شود !

قیصر امین پور

+ 19:32 , .
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387
اگر عشق نبود
 
از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود ؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره ی کبود ، اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود ؟
در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود ؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود ؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود ؟
 
+ 17:6 , .
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
نام تو

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت
سوختم ، خاکسترم آتش گرفت
چشم واکردم ، سکوتم آب شد
چشم بستم ، بسترم آتش گرفت
در زدم ، کس این قفس را وا نکرد
پر زدم ، بال و پرم آتش گرفت
از سرم خواب زمستانی پرید
آب در چشم ترم آتش گرفت
حرفی از نام تو آمد بر زبان
دستهایم ، دفترم آتش گرفت
 قیصر امین پور

+ 19:42 , .
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
هر غروب...
هر غروب اینجا برایت شمع روشن میکنم

من لباسی از دعا و نور بر تن میکنم

هرشب از باغ تماشایت فقط دلواپسی

یا کمی رویای نرگس پوش خرمن میکنم

جاده ی تنهایی است و عابری چشم انتظار

مثل باران بی صدا در کوچه شیون میکنم

گرچه حتی آسمان هم کهنه و تکراری است

باز صبح جمعه ها میل پریدن میکنم

از کدامین جاده می آیی نمیدانم ولی

من تمام جاده ها را غرق سوسن میکنم

ای هنوز "امن یجیب" چشمهای خیس من

هر غروب اینجا برایت شمع روشن میکنم

+ 10:31 , .